اول از همه عيد قربان رو به همتون تبريک مي گم .. و بعدشم مي خوام يلدا رو تبريک بگم .. اميدوارم به همتون خوش بگذره .. يعني ديگه پاييز هم دارم تموم مي شه ؟ و بازم به اين نتيجه مي رسم که روزا چقدر زود مي گذره ..
ترم پنجم هم ديگه داره تموم مي شه .. چقدر زود گذشت !! اصلا" باورم نمي شه .. انگار همين ديروز بود که ترم اول بودم !! چقدر همه چي عوض شده .. چقدر آدما عوض شدن !! و همينطور رفتار ها !!
الان وقتي به گذشته ي خودم و افکارم نگاه مي کنم همه چي به نظرم غريبه مي آد .. وقتي دفتر خاطرات هاي قديمي رو مي خونم باورم نمي شه خودم بودم که اينا رو مي نوشتم !! خيلي عوض شدم !! خيلي .. شايد اين تغيير براي ديگران زياد محسوس نباشه ولي براي من هست !!
و من اين تغيير رو دوست دارم .. مي دونم بعد ها هم وقتي به اين روزا فکر کنم برام غريبه هستن !! اصلا" هميشه همينطوره !! فقط اميدوارم حسرت اين زمان ها رو نخورم ..
ديگه نمي دونم چي بگم .. آخه حس نوشتن نبود و فقط مي خواستم يکمي از خودم بگم تا يه چيزي نوشته باشم ..
امتحانا هم که داره شروع مي شه .. اميدوارم بتونم درس هامو خوب بخونم و در امتحانا موفق باشم ..
پرسپوليس و رئال هم که همچنان خوب کار مي کنن و من افتخار مي کنم که طرفدارشون هستم ..
راستي اينم بخونين که واقعا" پرمعناست :
روزي دروغ به حقيقت گفت : ميل داري با هم شنا کنيم ؟ حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول او را خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند . حقيقت لباسش را در آورد . دروغ حيله گر فوراً لباسهاي او را پوشيد . از آن روز به بعد هميشه حقيقت عريان و زشت است و دروغ در لباس حقيقت زيبا و فريبنده
شاد باشين ![]()

